ارتباط تفاوت های سود حسابداری و سود مالیاتی با پایداری سود و محتوای اطلاعاتی سود

 2-5)سود حسابداری و مالیاتی در سطح بین الملل

قوانین مالیات سود در کشورهای مختلف، با درجات گوناگونی، به اصول و رویه های حسابداری جهت تشخیص مبلغ سود مالیاتی شرکت تکیه می­کنند. طی تحقیقی که توسط سازمان همکاری و توسعه اقتصادی صورت گرفت، سه نوع ارتباط­ی اصلی بین مقررات حسابداری و قانون مالیات در کشورهای عضو سازمان مزبور تعریف می­گردد. دسته­ی اول، کشورهایی هستند که رویه های حسابداری آنها از سوی قانون مالیات دیکته می­گردد. مثلاً در نروژ ثبتهای حسابداری خلاف قانون مالیات قابل قبول نیست. در کشورهایی که در طبقه دوم جای می­گیرند مقررات حسابداری و قوانین مالیاتی از یکدیگر مستقل هستند، کشورهایی نظیر ایالات متحده، بریتانیا و هلند. نهایتاً، در کشورهایی مانند فرانسه، آلمان و ایتالیا صورتهای مالی بگونه ای تنظیم می­شوند که برای تشخیص ماخذ مالیات سود قابل بهره گیری باشند(ترین[1]،1997).

نوع دیگر طبقه بندی، که بدیلی برای طبقه بندی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی می باشد، روی ارتباط­ی بین سود حسابداری و مالیاتی تکیه می­کند. در حالیکه ارتباط نزدیکی بین سود حسابداری و مالیاتی در کشورهای اقلیم اروپا ( بعبارت دیگر، کشورهای که در طبقه­ اول و دوم سازمان همکاری و توسعه اقتصادی وجود دارند) نظاره می­گردد، در کشورهای انگلوساکسون نظیر ایالات متحده، بریتانیا، کانادا، استرالیا و نیوزلند صرفاً یک ارتباط خفیف نظاره می­گردد (همان منبع).

در ادبیات حسابداری بین الملل، عواملی نظیر سیستم حقوقی، تامین کنندگان اصلی سرمایه­ شرکتها، تاثیرات مالیات و قدرت حرفه­ی حسابداری عواملی هستند که به تفاوتهای بین المللی در حسابداری و گزارشگری مالی منجر می­شوند. در کشورهای اقلیم اروپا، اصول حسابداری نوعاً به عنوان بخشی از قانون تجارت تدوین می­شوند. تامین کنندگان عمده­ی­ سرمایه شرکتها بانکها یا دولت هستند، بعبارت دیگر آنان کاربران اصلی گزارشهای حسابدرای برون سازمانی می­باشند. ازینرو، صورتهای مالی متحدالشکل برای خدمت به اهداف اعتباری، وضع مالیات و برنامه ریزی اقتصادی دولت تهیه می­شوند. در این کشورها سود حسابداری و مالیاتی توسط گروههای نسبتاً همگن کاربران بهره گیری می­شوند و این دو معیار سود کم و بیش یکسان هستند. بر عکس، کشورهای انگلوساکسون معمولاً از یک سیستم مالیات متعارف اقتباس می­کنند. تامین کنندگان اصلی سرمایه شرکت ها مردم هستند که صورتهای مالی درست و منصفانه طبق اصول پذیرفته شده­ی حسابداری را به مقصود تصمیمات سرمایه گذاری و ارزیابی عملکرد مدیریت تقاضا می­کنند. قانون شرکتها در این کشورها به نوعی تهیه و ارائه گزارشهای مالی ادواری برای سرمایه گذاران و سایر کاربران را الزامی می­کند اما اجازه تدوین مقررات حسابداری را به حرفه حسابداری و نهادهای نظارتی بر بازار سرمایه می­سپارد. قانون مالیات این کشورها نوعاً بدون اینکه بطور دقیق و بصورت کامل معنی کلمه­ی سود را تعریف کند، روی سود شرکت ها مالیات می­بندد. در تفسیر سود برای مقاصد تشخیص مالیات بیشتر به آرای صادر شده توسط دادگاههای مالیاتی تکیه می­گردد. پس، سود حسابداری و مالیاتی دو مفهوم هستند که توسط دو نهاد قانونگذار مختلف شکل می­گیرند، توسط گروهای ناهمگن کاربران بهره گیری می­شوند و به اهداف متفاوتی خدمت می­کنند (ترین،1997).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

لامب و دیگران[2] (1995) نفوذ مالیات به روی حسابداری را در چهار کشور مقایسه می­کنند تا مشخص گردد که فرق واضحی بین کشورهای انگلوساکسون و کشورهای اقلیم اروپا هست یا خیر. کشورهای تحت مطالعه بریتانیا، ایالات متحده، فرانسه و آلمان بودند.آنها دو جنبه تاثیرات مالیات روی حسابداری، که شامل نفوذ تاریخی( بعبارت دیگر وضع مالیات دلیلی تاریخی برای حسابداری می باشد) و نفوذ عملیاتی( بعبارت دیگر، ارتباط بین حسابداری و مالیات در اندازه گیری سود) بود را مطالعه کردند. آنها شواهدی یافتند که کم و بیش از فرق احتمالی بین کشورهای انگلو ساکسون و کشورهای اقلیم اروپا، بر اساس توان نسبی اثرگذاری مالیات به روی حسابداری، طرفداری می­کند. با این حال، آنها متوجه می­شوند که می­توان فرانسه را از آلمان و انگلیس را از ایالات متحده متمایز نمود. در نتیجه، تفکیک ارتباط­ی حسابداری و مالیات به مدل آنگلوساکسون و کنتیننتال، الگوی پیچیده­ی تاثیر متقابل نظاره شده بین گزارشگری مالی و گزارشگری مالیات در کشورهای تحت مطالعه را بیش از حدّ ساده می انگارد( ترین،1997).

[1] Tran

[2]Lamb et al. [1995]

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 1-3) اهداف پژوهش

اهداف پژوهش را می­توان در قالب چند هدف اصلی و فرعی عنوان نمود. عمده ترین هدف این پژوهش یافتن پاسخی برای سودمند بودن تفاوت ها از لحاظ انعکاس کیفیت سود می باشد و مربوط بودن به مدلهای تصمیم گیری سرمایه گذاران می باشد. از دیگر اهداف این پژوهش یافتن شواهدی دال بر اهمیت داشتن مبحث حسابداری مالیات سود می باشد. همانگونه که در بخش بعدی تبیین داده می­گردد، استانداری با این عنوان و با این موضوع در کشور ما وجود ندارد.ارائه شواهدی حاکی از مربوط بودن تفاوت ها می­تواند سیگنال هایی دال بر لزوم بازنگری در علت های توجیهی عدم ضرورت چنین استانداری برای کشور باشد. .همچنین یکی دیگر از اهداف فرعی این پژوهش می­تواند ارائه یک معیار برای محک زدن اندازه واقع گرایی موجود در سود های گزارش شده شرکت ها باشد. بدلیل عدم وجود معیار منحصر به فرد همواره از معیار های گونگون برای این مهم بهره گیری شده می باشد. یافتن شواهدی دال بر ارتباط داشتن تفاوت ها با رشد سود شرکت ها می­تواند معیار دیگری در کنار سایر معیار ها ارزیابی سود شرکت های فراهم آورد.

پایان نامه - تز - رشته حسابداری


پاسخ دهید