عنوان کامل پایان نامه :

ارتباط تفاوت های سود حسابداری و سود مالیاتی با پایداری سود و محتوای اطلاعاتی سود

2-6-2-2)مدیریت مالیات

2-6-2-2-1) تعریف

مدیریت مالیات بعنوان حداقل سازی ارزش فعلی هزینه های قابل قبول مالیاتی تعریف می­گردد در حالیکه بعضی آن را بهره برداری از عدم قطعیت ها و ابهامات قوانین مالیاتی جهت بهره گیری ی همراه با صرفه اقتصادی در اندازه گیری ارقام حسابداری و ساختارمند کردن فعالیتهای شرکت بگونه ای که بار مالیاتی قانوناً کاهش یابد تلقی می­کنند (مارتینز و پاسامانی[1]،2011).

مدیران مالیات در برابر یکی از بزرگترین جریانهای خروجی نقدی و یکی از عمده­ترین هزینه های منعکس در صورت سود و زیان شرکت مسئولیت دارند. مدیران مالیات حداقل سه وظیفه را انجام می­دهند. اولاً، مدیر مالیات در برابر هزینه های تمکین مسئولیت دارد. از آنجا که شرکتهای سهامی بزرگ نوعاً هزاران فرم مالیاتی در سال بایگانی می­نمایند معقولانه به نظر می­رسد که تمکین مالیاتی وظیفه­ی اولیه­ی وی باشد. ثانیاً ممکن می باشد وظیفه­ مدیریت مالیات از طریق مشاور مالیاتی مدیر عامل و با در نظر داشتن تخصصی که در حداقل سازی قیمت تمام شده­ی مالیات فعالیتهای عملیاتی، تامین مالی و سرمایه گذاری دارد تبلور یابد. مدیریت مالیات از طریق مشاوره مالیاتی معمولاً هنگامی رخ می­دهد که تصمیمات استراتژیک سرمایه گذاری شکل می­گیرد و به احتمال زیاد در برابر انتخاب طرح سرمایه گذاری پاسخگو نیست. ثالثاً، مدیریت مالیات می­تواند در قالب دنبال کردن فعالانه­ی فرصتهای برنامه ریزی مالیات جهت ایجاد فرصت های سرمایه گذاری، که ارزش فعلی خالص پروزه به تنهایی از مزیت مالیاتی مشتق گرفته می­گردد تبلور یابد. تأثیر “برنامه ریز فعال” نسبتاً متهورانه تر از دو وظیفه دیگر مدیر مالیات می باشد(آرمسترانگ و همکاران[2]،2011).

دپارتمان مالیات یک مرکز سود برای مالکان شرکتها می باشد و نرخ مالیات موثر بالا نشانه ضعف یک شرکت از دیدگاه سهامداران می­باشد. هر سرمایه گذار بالقوه زمانی اقدام به خریداری حقوق باقیمانده می­کند که واحد مزبور بتواند به مقصود ایجاد مزیت رقابتی نرخ مالیات نهایی خویش را پایین نگه دارد (کروکر و اسلمرود[3] ، 2005 ) .

تاکید بر قید قانونی در تعریف فوق الذکر مثل اینکهً بر جدا­ سازی مالیات پرهیزی و فرار مالیاتی تصریح می­کند. در ادبیات مالیاتی دو اصطلاح مذکور بسیار رایج می باشد. مالیات پرهیزی به معنی توسل به ترفندهای قانونی و بهره گیری از گریزگاههای قانون به مقصود اجتناب از پرداخت مالیات یا کاستن از بار مالیاتی می باشد، به نحوی که مودی به ظاهر کار خلاف قانون انجام نداده و در عین ندادن یا کم­تر دادن مالیات می­تواند خود را از شمول مجازات های قانونی مصون نگه دارد. بهره گیری از وکلا و متخصصین ماهر و مطلع در امور مالیاتی مانند راه کارهای اجتناب از مالیات می باشد. گریز مالیاتی به این معنی می باشد که مودی به ترتیبات غیر قانونی جهت اختفا یا نادیده گرفته شدن بدهی مالیاتی متوسل گردد و بار مالیاتی خویش را از این طریق کاهش می­دهد. عدم ذکر درآمد مشمول مالیات یا معاملات در اظهارنامه ها و اعلانات مالیاتی، گزارش هزینه های غیر واقعی یا زائد بر اندازه واقع، خودداری از تسلیم اظهار نامه و ذکر معاملات ساختگی از مصادیق آن می باشد.وجه فرق فرار مالیاتی و ترفند مالیاتی به مقصود از اجتناب از پرداخت مالیات عنصر اختفا، تقلب و تخلف از قانون می باشد. در بیشتر موارد [ مدیریت مالیات] همانند موجود واحد دو چهره ای می باشد که هر چهره اش رو به سویی دارد. از یک سو که نگاه کنیم حالت توسل به ترفندهای قانونی را ملاحظه می­کنیم و از آن سو گریز مالیاتی و تخلف از قانون، هرچند که در مجموع با موجود واحد سر و کار داریم یعنی موسسه­ی واحدی که کار واحد و مشخصی را انجام می­دهد و در جمع از بار مالیاتی خود می­کاهد (لکّوت،1385).

یکی از چالشهای موجود در تحقیقات مالیات پرهیزی عدم وجود تعریف پذیرفته شده­ی عمومی در خصوص این عبارت می باشد. واژگان مذکور برای اشخاص متفاوت معانی متفاوت می­دهند. فی الواقع، می­توان مالیات پرهیزی را در سطحی وسیع بصورت کاهش دادن مالیات تعریف نمود، تعریف مذکور همه­ی معاملاتی را که صراحتاً تاثیری به روی بدهی مالیاتی شرکت می­گذارند شامل می­گردد. اجتناب از مالیات هم وضعیتهای مشخص همانند سرمایه گذاری در اوراق قرضه شهرداری ها و نیز وضعیتهای مبهم، که ممکن می باشد یا ممکن نیست بصورت غیر قانونی تلقی شوند در بر می­گیرد. حقوق دانان و اقتصاددانان صراحتاً مالیات پرهیزی را برنامه ریزی مالیاتی قانونی و فرار مالیاتی را برنامه ریزی غیر قانونی معرفی می­کنند انگاری در تمامی موارد می­توان قانونی بودن معاملات و ساختارهای مالیاتی را تعیین نمود. مسائل مبتلا به در خصوص سپرهای مالیاتی، ابهامی تقریباً همیشگی در خصوص مجاز یا غیر مجاز بودن یک افته­ی مالیاتی باقی می­گذارند. فی الواقع، اجتناب از مالیات زنجیره ای از استراتژیهای برنامه ریزی مالیات تصریح می­کند. یک سر انتهایی این پیوستار کاملاً قانونی، و آنگاه اصطلاحاتی نظیر عدم تمکین، فرار، تهور و پناهگاههای مالیاتی به انتهای دیگر و غیر قانونی این زنجیره نزدیکتر خواهند بود. هر فعالیت برنامه ریزی مالیات یا هر استراتژی حداقل سازی مالیات بسته به درجه تهور اعمال شده در کاهش مالیات، در نقطه ای از این پیوستار قرار می­گیرد. همانگونه که در هنر درجه زیبایی هر چیزی بسته به دید بیننده دارد افراد و اشخاص مختلف عقاید متفاوت درمورد تهورمالیاتی معاملات دارند (هانلون و هیتزمن[4]،2010).

[1] Martinez & Passamani

[2] Armstrong et al.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[3]Armstrong & Slemrod

[4] Hanlon & Heitzman

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 1-3) اهداف پژوهش

اهداف پژوهش را می­توان در قالب چند هدف اصلی و فرعی عنوان نمود. عمده ترین هدف این پژوهش یافتن پاسخی برای سودمند بودن تفاوت ها از لحاظ انعکاس کیفیت سود می باشد و مربوط بودن به مدلهای تصمیم گیری سرمایه گذاران می باشد. از دیگر اهداف این پژوهش یافتن شواهدی دال بر اهمیت داشتن مبحث حسابداری مالیات سود می باشد. همانگونه که در بخش بعدی تبیین داده می­گردد، استانداری با این عنوان و با این موضوع در کشور ما وجود ندارد.ارائه شواهدی حاکی از مربوط بودن تفاوت ها می­تواند سیگنال هایی دال بر لزوم بازنگری در علت های توجیهی عدم ضرورت چنین استانداری برای کشور باشد. .همچنین یکی دیگر از اهداف فرعی این پژوهش می­تواند ارائه یک معیار برای محک زدن اندازه واقع گرایی موجود در سود های گزارش شده شرکت ها باشد. بدلیل عدم وجود معیار منحصر به فرد همواره از معیار های گونگون برای این مهم بهره گیری شده می باشد. یافتن شواهدی دال بر ارتباط داشتن تفاوت ها با رشد سود شرکت ها می­تواند معیار دیگری در کنار سایر معیار ها ارزیابی سود شرکت های فراهم آورد.

پایان نامه - تز - رشته حسابداری