عنوان کامل پایان نامه :

ارتباط تفاوت های سود حسابداری و سود مالیاتی با پایداری سود و محتوای اطلاعاتی سود

2-6-2-3) تاثیر متقابل مدیریت مالیات و مدیریت سود

پارادایم اسکولز- ولفسن[1] چارچوبی برای برنامه ریزی مالیاتی کارآمد معرفی می­نماید که حول سه محور مرکزی( همه اشخاص، همه مالیات، همه هزینه ها) می­چرخد. آنها لازمه هر برنامه ریزی مالیات کارامد را سه شرط ذیل معرفی می­کنند: (الف) اصل همه­ی اشخاص: برنامه ریز مالیات بایستی پیامدهای هر طرح پیشنهادی حداقل سازی مالیات را برای کلیه بخش های قراردادی مورد توجه قرار دهد؛ (ب) اصل همه مالیات ها: برنامه ریز بایستی در تصمیم گیری نه تنها مالیات های عیان، یعنی ریال های مالیاتی که مستقیما به دولت پرداخت می­گردد، بلکه مالیات های تلویحی، یعنی مالیاتهایی که بطور غیر مستقیم در قالب نرخ های بازده­ی کمتر پیش از مالیات سرمایه گذاریهای مالیات-محور پرداخت می­شوند، را در نظر داشته باشند؛ (ج) اصل همه هزینه ها: برنامه ریزی مالیاتی کارآمد نیاز دارد تا برنامه ریز تشخیص دهد که مالیات فقط یکی از هزینه های شرکت می باشد و بایستی به سایر هزینه ها در فرایند برنامه ریزی توجه گردد زیرا بسیاری از برنامه های مالیاتی پیشنهادی احتمالاً به تجدید ساختار بسیار پر هزینه­ی شرکت نیاز دارند (شاکلفورد و شولین[2] ،2001).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

سه تِم مذکور ساختاری برای مدیریت مالیات، که اهداف سازمانی نظیر حداکثر سازی سود و ثروت را نیز در نظر می­گیرد فراهم می­آورد. این سه اصل بطور ضمنی می­گویند که حداقل سازی مالیات ضرورتاً هدف برنامه ریزی مالیاتی کارامد نیست بلکه بایستی در قالب طرح کارامد سازمانی و با اقتباس از رویکرد نمایندگی شکل گیرد. عصاره تئوری ارائه شده از سوی اسکولز- ولفسن این می باشد که مالیات ها نمی­توانند بدون تاثیر گذاشتن به روی سایر اهداف سازمانی یا سایر عوامل غیر- مالیاتی، که یکی از آنها گزارشگری سود حسابداری مالی می باشد، حداقل شوند. هزینه های گزارشگری مالی برنامه ریزی مالیاتی، هزینه هایی هستند که به گزارش کردن سود کمتر به بازار و قیمت سهام شرکت بر­می­گردند. ملاحظات حسابداری مالی برای مدیریت مالیات مهم می باشد زیرا استراتژی های مالیات-کاه اغلب به کاهش سود حسابداری منتج می­شوند. بسیاری از قراردادهای مالی رسمی یا عرفی با وام دهندگان، عرضه کنندگان، مشتریان، مدیران و سایر ذینفعان از ارقام حسابداری برای تصریح شرایط معامله یا قرارداد بهره گیری می­نمایند. این قراردادها تمایل مدیر به گزارش کردن سود کمتر را تحت نفوذ خویش دارند. پس، بسیاری از تصمیمات مدیر در حسابداری، تامین مالی، بازاریابی، تولید و سایر وظایف تجاری متضمن سبک و سنگین کردن انگیزه های کاهش سود مالیاتی و انگیزه های افزایش سود حسابداری می باشد. با اینکه حسابداری مالی و مالیاتی تا اندازه­ای از لحاظ قواعد شناخت و سایر موضوعات مهم با هم فرق دارند با این حال برنامه ریزی مالیات اغلب به گزارش سود حسابداری کمتر منتج خواهد گردید. از اینرو، جای تعجب نیست که برنامه ریزی مالیاتی تصمیمات حسابداری مدیر را متاثر و ملاحظات حسابداری مدیریت مالیات را تحت تاثیر قرار دهد ( همان منبع).

[1]Scholes–Wolfson paradigm

[2] Shackelford & Shevlin

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 1-3) اهداف پژوهش

اهداف پژوهش را می­توان در قالب چند هدف اصلی و فرعی عنوان نمود. عمده ترین هدف این پژوهش یافتن پاسخی برای سودمند بودن تفاوت ها از لحاظ انعکاس کیفیت سود می باشد و مربوط بودن به مدلهای تصمیم گیری سرمایه گذاران می باشد. از دیگر اهداف این پژوهش یافتن شواهدی دال بر اهمیت داشتن مبحث حسابداری مالیات سود می باشد. همانگونه که در بخش بعدی تبیین داده می­گردد، استانداری با این عنوان و با این موضوع در کشور ما وجود ندارد.ارائه شواهدی حاکی از مربوط بودن تفاوت ها می­تواند سیگنال هایی دال بر لزوم بازنگری در علت های توجیهی عدم ضرورت چنین استانداری برای کشور باشد. .همچنین یکی دیگر از اهداف فرعی این پژوهش می­تواند ارائه یک معیار برای محک زدن اندازه واقع گرایی موجود در سود های گزارش شده شرکت ها باشد. بدلیل عدم وجود معیار منحصر به فرد همواره از معیار های گونگون برای این مهم بهره گیری شده می باشد. یافتن شواهدی دال بر ارتباط داشتن تفاوت ها با رشد سود شرکت ها می­تواند معیار دیگری در کنار سایر معیار ها ارزیابی سود شرکت های فراهم آورد.

پایان نامه - تز - رشته حسابداری